تبلیغات
***** ایران*****
 

 

***** ایران*****

 

منوی کاربری


این وبلاگ را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید!     با ما تماس بگیرید!     این وبلاگ را صفحه خانگی خودتان کنید!


 

 پیغام مدیر : خوش آمدید

   کاربران آنلاین :

.


نظر سنجی

این وبلاگ تاچه حدی خوب بوده است 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 


آدرسهای ورود

www.mhg.persianhackers.com

www.mhg.bigestblog.com
www.mhg.mihanblog.com

www.mhg.myblog.ir


وضعیت در یاهو


صفحات وبلاگ

 1  2  3  4  5  6  7  ...


لینک به ما / لوگوی دوستان

 

لینک به ما

.

از سکس بهتره بیا تو کلیک کن تا فیلتر نشده


 


لوگوی دوستان

 





 

برای تبادل لوگو پیغام بگزارید.

 


آمار وبلاگ

 امروز : پنجشنبه 19 دی 1387
 بازدید های امروز :
 بازدید های دیروز :
 كل مطالب :
 كل نظرها :
 كل بازدید ها :
 ایجاد صفحه : - ثانیه

 


با تشکر از

 

 


مجتبی ابراهیمی

قدرت از : میهن بلاگ

 



 کامران و هومن در کنسرتهای کلن آلمان [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

پشت صحنه سالن بزرگ آرینای شهر کلن از راهروهای پیچ در پیچ گذشتم و به اتاق کامران و هومن رسیدم البته پیدا کردنشون راحت بود چون از همه اتاقها شلوغتر بود!

یکدفعه متوجه شدم که ای بابا ساعت حدودای ۲ شبه و بچه ها دو ساعتی پشت صحنه امضاء دادن و عکس گرفتن و باید کلی پکر باشن.

ولی بچه ها طبق معمول با آغوش باز و روی خوش باهام سلام علیک کردن.

از کرامات کامران و هومن همین ملاحظه بیش از حدشونه که حرف نداره و ممکنه از خستگی بمیرن ولی تا آخرش با آدم راه میان.

اونجا پشت صحنه، مدیر بچه ها پدرام (با قد خیلی بلند) و شهرام که ضربی می زنه (با آرایش هخامنشی) و ویگن که تو گروه جاز می زنه (با کلاه کابویی) همه دیگه داشتن دقیقه شماری می کردن که برگردن هتل، دیگه فکر کنین کامران و هومن چه حالی داشتن!


با اینحال چند دقیقه ای زیر نور زیبای چراغ فلورسنت با هم گپ زدیم:

بچه ها عیدتون مبارک!

کامران و هومن: عید شما هم مبارک.

بچه ها، وقتی من جلوی صحنه کنسرت بودم، یک خانمی صدام زد و گفت "خانمی که پشت سر من هست انقدر جیغ زده که من کر شدم!" این رو گفتم که بدونین مردم امشب خیلی هیجان زده بودن و خیلی با کارهای شما حال کردن. چه احساسی دارین؟

کامران: ما ممنون هستیم از پشتیبانی که مردم از ما می کنن. تشکر می کنم از این عشقی که به ما میدین و بدونین این موضوع دو طرفه است. ما خوشحالیم که مردم ما رو درک می کنن و این یک نعمته از طرف پروردگار به کامران و هومن.


البته راست میگین که دو طرفه است. چون دیدم که دو سه بار شما هم پریدین جلوی صحنه و خلاصه خیلی حال دادین به مردم!

هومن: انرژی که ما از مردم می گیریم انقدر قویه که متوجه گذشتن زمان هم نمی شیم.

آره درسته، چون هر وقت با شما صحبت می کنم شکایت دارین که انقدر خوش میگذره که زود میگذره!

کامران: من مطمئن هستم که هر هنرمندی که عاشق کارش باشه وقتی روی صحنه میره، وقت براش به سرعت میگذره.

امروز توی آلمان، تعداد نفرات گروه شما روی صحنه خیلی بیشتر بود. درسته؟

کامران: بله. امشب ما هفت نفر رقصنده داشتیم به همراه مدیر تولید کارهامون "الن"، "دیوید" که کیبورد میزنه، "ویگن" نوازنده درام، "شهرام بهمنی" که ساز کوبه ای میزنه. ما همگی با هم یک خانواده صمیمی هستیم.


حالا میخوام ازتون یک سوال تکراری بپرسم!

هومن: لابد میخوای بپرسی آلبوم بعدی ما کی میاد!؟

نه از اون بدتره! میخوام بپرسم که جمعیت امشب توی آلمان، با کشورهای دیگه چه فرقی داشت؟

کامران: هر جا که میریم مزه و شیرینی خودش رو داره. ولی چون در اینجا مرکزی درست کردن که از سراسر اروپا و حتی ایران میان، یک مقدار فرق داره. اما هر جایی که میریم ایرانی ها باحال هستن.

تا یادم نرفته بگم که وقتی برگردیم به آمریکا، قراره دو تا ویدئو، "فدای سرت" و "منو ببخش" رو در استودیوی یونیورسال ضبط کنیم.

راستی اینجا خوبه که یک عید مبارکی هم با مریم حیدرزاده عزیز بکنیم. مریم جان، عزیز یک ملت هستی و عیدت هم مبارک. همین طور رامین زمانی عزیز، عیدت مبارک



 نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 13 فروردین 1385 و ساعت 06:04 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 آرش در کنسرتهای کلن آلمان [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

درود میگم بهت آرش.

آرش: من هم به شما درود میگم و امیدوارم حالتون خوب باشه. سال نو رو هم بهتون تبریک میگم.

می دونم که داری روی آلبوم جدیدت، با یک شاعر جدید کار می کنی. درسته؟

بله. کار آلبوم جدیدم رو به تازگی با شاعری با استعداد به نام آقای شاهکار بینش پژوه شروع کردم. ضمناً آقای شاهکار شعر آهنگ تیم ملی فوتبال که من با دی جی الیگیتور اجرا می کنم رو هم گفته.


قراره برای ویدئوی این آهنگ، یعنی آهنگ "فوتبال" چیکار کنی؟

ویدئوی اون رو دارم توی لس آنجلس درست می کنم. دوست دارم ویدئویی جالب بشه که مردم باهاش حال کنن.

اوائل کار بیشتر برای خارجی ها کنسرت می دادی. اما الان برای ایرانی ها هم این کار رو می کنی. الان چه حسی داری؟

من وقتی با ایرانی ها برنامه اجرا می کنم خیلی حال می کنم. اجرا با خارجی هام خیلی خوبه ولی با ایرانی ها یک احساس دیگه داره.


سال تحویل چیکار می کنی؟

به پدر و مادرم سر می زنم و به فامیل و برادرام زنگ می زنم. همین طور به دختری که خیلی دوستش دارم!

آلبوم جدیدت قراره کی به بازار بیاد؟

تقریباً ۱۵ ماه دیگه!


چرا انقدر دیر؟

چون من روی آلبوم هام خیلی کار می کنم و کار ساخت اونها خیلی طول میکشه. مثلاً من برای آلبومی که ۱۲ تا آهنگ توش دارم، ۲۵ تا آهنگ درست می کنم و از اونها انتخاب می کنم. مثلاً از آلبوم قبلی من ۱۰ تا آهنگ اضافه مونده!

گزارش از بهزاد بلور



 نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 13 فروردین 1385 و ساعت 06:04 ق.ظ
 ویرایش شده در یکشنبه 13 فروردین 1385 و ساعت 06:04 ق.ظ

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 سپیده در کنسرتهای کلن آلمان [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

درود سپیده. الان با گروهت توی آلمان هستی، کلی جمعیت هم اومده بود به دیدنت.

سپیده: درسته. مرسی از گروه آهنگ و برنامه گذاران که توی این کارها خیلی کمک کردن.

امشب کنسرت چطور بود؟

من فکر کنم خدا من رو آفریده که جلوی مردم برنامه اجرا کنم. امیدوارم که مردم هم خوششون بیاد. بهترین لجظات زندگی من اون موقعیه که روی صحنه ام. خوشبختانه امشب برنامه خیلی خوب بود و همین طور گروه موسیقی که من رو همراهی کردن. از شوبرت عزیز که آهنگ هم رو تنظیم کرده هم تشکر می کنم.

سپیده جان، ما آلبوم جدید میخواهیم، چی شد پس!؟

این رو باید از شوبرت سوال کنید!

اتفاقاً شوبرت هم اینجاست، خوبی آقا؟

شوبرت: مرسی. عید رو به همه ایرانی ها تبریک میگم.

چرا آلبوم جدید سپیده انقدر دیر شده؟

دیر نشده. داریم اون رو آماده می کنیم. خیلی آلبوم قشنگی شده. البته این رو باید مردم بگن، نه من. ولی فکر می کنم که این آلبوم، سپیده ای هست که تا حالا نشنیده اید!

پس برگردیم به سپیده نشنیده ... خودت روی این آلبوم چقدر کار کردی و چه سبکی رو در این آلبوم قراره به کار ببرین؟

سپیده: آدم هر چی تجربه اش بیشتر میشه، توی کارش جا می افته. شوبرت خیلی من رو راهنمایی کرد، چون این توی موفقیت هر خواننده ای مهمه. من شانس این رو داشتم که از روزهای اول با اشخاصی مثل شهبال عزیز و رامین زمانی کار می کردم و الان هم در خدمت شوبرت عزیز هستم. حس آلبوم بیشتر حس و سبک مورد علاقه خود منه. این آلبوم در سبک "کلاب – راک" کار شده. من خودم زیاد پاپ دوست ندارم!


چرا؟

من عاشق موسیقی راک و هارد راک هستم!

چه چیزایی گوش میکنی؟

متالیکا، رام اشتاین و خواننده های هارد راک دیگه! ولی خوب خیلی سخته که این رو توی موسیقی ایران اجرا کرد.

کار ویدئویی جدید داری؟

یکی از اونها کار بازسازی شده از خانم حمیرای عزیزه که حتماً دیدینش. بقیه کارها رو هم مخصوصاً پخش نکردم. دوست دارم ویدئوها رو زمانی پخش کنم که آلبوم آماده است و شما می تونین اون رو تهیه کنین.

آلبوم جدیدت قراره کی بیاد؟

آلبوم در اصل آماده است! اما نخواستیم هنوز بیرون بدیم. زمان بیرون اومدن اون برای شرکت های پخش کننده خیلی مهمه. چون ما هم باید این شرکت ها رو حمایت کنیم، بنابراین تصمیم گرفتیم طرفای پاییز این آلبوم بیرون بیاد.

گزارش از بهزاد بلور

عکس از بابک شاه حسینی



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 12 فروردین 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 زندگی در خیابانهای لوس آنجلس [عمومي , ]

 

تو این چند سالی که پام به لس آنجلس باز شده، متوجه یک مرد خانه بدوش شدم که با یک چمدون کوچیک کنار در مغازه ها یا رستورانهای ایرانی می نشست و از مردم کمک می خواست.

آخرین بار که لس آنجلس بودم در خیابون وست وود این آقا رو دوباره دیدم. حالا وست وود خیابون ایرانی های اونجاست و پر از مغازه و رستورانه، یکدفعه تضاد بین موفقیت و شکست رو جلوی چشمم دیدم. هیچ تصور نمی کردم که ایرانی ای بیاد آمریکا و نتونه موفق بشه مخصوصا در شهری که ساختمانی به اسم "ساختمان ایرانیان موفق" وجود داره.

یک مشت گوجه سبز خریدم و افتادم دنبال این آقا . . . نتیجه اش اینجاست ( کیوان مشایخی کارگردان سینما هم کلی عکس از این آقا گرفت که به کل غیب شد! )

گفتگو با این شخص جنبه های دیگری از زندگی در خارج از ایران را بیان می کنه، که معمولا در داستانهایی که از این زندگی ها می شنویم از اونها خبری نیست.

حال شما خوبه آقا؟
خیلی ممنون.

اسم شما چیه؟
مصطفی.

فکر کنم شما تنها ایرانی هستی که در لس آنجلس خیابون نشینه! درسته؟
بله. در حال حاضر من تنها ایرانی هستم که در وست وود و در خیابون زندگی می کنم. دلیلش هم اینه که هنوز نتونستم از دولت آمریکا حق مزایای خودم رو بگیرم.

شما از کجا اومدین؟
حدود سال ۱۹۸۷ من به سویس رفتم و چهار سال اونجا زندگی کردم. در سال ۱۹۹۱ به آمریکا مهاجرت کردم. دلیل اومدن به اینجا این بود که می خواستم زندگی بهتری رو شروع کنم. البته زندگی اینجا خیلی مشکله.

شما وقتی ایران بودین چیکار می کردین؟
من در زمان جنگ در ایران محصل بودم. من حتی به عنوان یک بسیجی به جنگ رفتم و در حدود شش ماه در جبهه های مختلف سنگرهایی رو محافظت می کردم. چون جنگ تموم نشده بود و این برای ما مسئله بزرگی شده بود که "چرا ما باید جنگ بکنیم!"، و چون از جنگ خوشم نمی اومد از ایران خارج شدم.

شما در کجای ایران زندگی می کردین؟
تهران.

چطور شد که خیابون نشین شدی؟
اجاره خونه اینجا گرونه و من پول ندارم که اجاره بدم. دولت هم به من کمکی نمی کنه!


چطور شما رو از اینجا بیرون نکردن؟
اونها باید دلایلی داشته باشن که شما رو از کشور بیرون کنن. یکی از اونها اینه که شما قانون رو بشکنین و مردم رو عذاب بدین که من این کار رو نمی کنم!

پلیس تا به حال به شما توی خیابون ایراد نگرفته؟
چرا! پلیس چندین دفعه به دلایل مختلف منو دستگیر کرده و به زندان برده.

روزها رو چطوری میگذرونی؟ چطور حوصله ات سر نمیره؟
حواسم به مردم هست و سرم رو یه جوری گرم می کنم!

چقدر در روز پول در میاری؟
هیچی! اینجا همه چی گرونه! اگر بخوای یک وعده غذا بخوری باید تقریباً ۱۲ دلار پول بدی. اینجا مردم قسم نخوردن که هر روز پول بدن. بنابراین معلوم نیست چقور پول جمع کنم!

همین الان چقدر پول داری؟
۹ دلار

غذا خوردی؟
نه هنوز!

غذا چی می خوری؟
ماست و موسیر می گیرم و با نون می خورم.

حمام کجا میری؟
وقتی پولهام زیاد جمع بشه میرم یک اطاق در هتل اجاره می کنم و از امکاناتش استفاده می کنم.

توالت چی؟
از توالت رستورانها، کتابفروشی ها و کافی شاپ ها استفاده می کنم.

شما انگلیسی یاد گرفتید اینجا؟
آره

دوست خارجی پیدا کردی؟ مخصوصا با آدمهایی که مثل خودت در خیابون هستند؟
آره پیدا کردم آدمهای مختلفی هستند و لی همه به کارهای خودشون مشغول هستند.

میگن لس آنجلس و آمریکا شهرهای خشنی هستند. آیا در زندگی در خیابان تا به حال به مشکلی برخورد کردی؟
یک بار چندین نفر من را گروهی زدند، که فک من شکست و تا چند روز نمی تونستم غذا بخورم ولی خوشبختانه تا به حال جان سالم به در بردم.

میبینم که یک چرخ دستی داری و تعداد زیادی نایلون هم بهش وصل کردی چه چیزهایی با خودت می گردونی؟
پتو، کمپوت و یک دونه شلوار و جوراب. این تمام چیزهایی هست که من دارم. من سعی می کنم که در این جامعه خودم را تمیز نگه دارم تا کسی از من نفرت پیدا نکنه. همین دیروز یکی به من گفت بیا تا بهت صد دلار پول بدم، بعدش کاپشن جلوی من گرفت و ادای گاو بازی را با من در آورد.


در این مدت عاشق هم شدی؟
من عاشق همه هستم.

کجا می خوابی؟
یک جا می خوابم که آدمها من را لگد نکند.

این همه سال که اینجا بودی به شهرهای دیگر آمریکا هم سفر کردی؟
سال پیش موفق شدم که مقداری پول جمع کنم و به آتلانتا برم. هوا خیلی سرد و پول کافی برای اقامت در هتل نداشتم. رفتم جلوی یک مغازه ایرانی تا از هموطنانم کمک بگیرم ولی صاحب مغازه اجازه نداد و من هم خیلی بهم برخورد. رفتم در یک کامیون خوابیدم که تا صبح یخ زدم. فکر کنم اون شب حیوانها هم دلشون برای من سوخت. خیلی گرسنه شده بودم به مغازه ای رفتم و چند تا سوسیس برداشتم و پلیس من را به جرم دزدی یک هفته به زندان رفتم.

خوب شما چرا کار نمیکنی؟
از بابت مغزی من آسیب دیدم. یک شب چهار تا جوان من را با چوب زدند. از اون موقعه دیگه نمی تونم خودم را کنترل بکنم و بعضی مواقع مجبورم برم اینجا موادهایی را استفاده کنم تا آرامش بگیرم.

یعنی مواد مخدر؟
آره

گزارش و عکس از



 نوشته شده توسط محمد در شنبه 12 فروردین 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 داستان(عبرت انگیز) [عمومي , ]

 

یك زوج در اوایل 60 سالگی، در یك رستوران كوچیك رمانتیك سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
 wWw.Rozaneh-Group.Com
ناگهان یك پری كوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر كدومتون می تونین یك آرزو بكنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر كنم.
پری چوب جادووییش رو تكون داد و
اجی     مجی    لا ترجی
 wWw.Rozaneh-Group.Com
 دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و  شیك   QM2در دستش ظاهر شد.
 

 wWw.Rozaneh-Group.Com
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:  wWw.Rozaneh-Group.Com
 
خب، این خیلی رمانتیكه ولی چنین موقعیتی فقط یك بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه كه همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
     خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه  !!!
 
پری چوب جادوییش و چرخوند و.........
 
 اجی     مجی    لا ترجی
 
  
 wWw.Rozaneh-Group.Com
و آقا 92 ساله شد!
پیام اخلاقی این داستان
 
مردها شاید موجودات ناسپاسی باشن ،
 ولی پریها................

 wWw.Rozaneh-Group.Com
 مونث هستند !!!!!!!!
برگرفته از وبلاگ پرسه های اینترنتی من

 



 نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 10 فروردین 1385 و ساعت 12:03 ب.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 آخرین کنسرت افشین در اوبرهاوزن آلمان [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

بهزاد: امشب افشین با گروه رقص جدیدش روی صحنه اومد و حسابی از مردم دلبری کرد! افشین جان از تدارکات امشب بگو!

افشین: من هم سلام عرض کرده بیدم (به سبک برره ای!) به همه هموطنان و سال نو رو به همه تبریک میگم. حدود دو تا سه ماهه که هر روز با رقصنده ها تمرین داشتیم و برای این برنامه از قبل تدارکات خیلی زیادی انجام دادیم.

تاثیر آهنگهایی که ویدئو شدن رو امشب در مردم چطور دیدی؟

اصولا موسیقی ایرانی تا ویدئوش ساخته نشه هیت (مطرح) نمیشه. ویدئو به معروف شدن آهنگ کمک میکنه و از اون حمایت میکنه.

عید نوروزه دوباره سرت خیلی شلوغ تر شده، و از خانواده که در مانهایم زندگی می کنن دور هستی!

من یک خانواده ۸۰ میلیونی دارم که ازش هیچ وقت دور نمیشم، ولی از پدر و مادرم دور هستم و همیشه سال نو رو با برادرم (امیر علی) جشن می گیریم. لحظه سال تحویل هم در هلند خواهم بود.

آخرین کنسرت نوروزی رو در کجا برگزار میکنی؟

۳۱ مارچ در استانبول تموم میشه و بعد از استراحت یکساله خودم رو شروع می کنم تا دسامبر سال بعد، البته در این مدت در خانه با گیتار خودم تمرین خواهم داشت اما هنوز مطمئن نیستم که آیا به صورت حرفه ای به صحنه برمی گردم یا نه؟

توی زندگی خودت راضی هستی؟

زندگی رو می گذرونم، به هر حال هیچ کس تو دنیا از زندگی که داره راضی نیست، اما این مدت زمان سکوت را در آلمان خواهم بود، به دبی هم میرم و قراره مدتی در لس آنجلس باشم، به هر حال باید بگذره این دوران ...

از آهنگهایی که امشب اجرا کردی کدوم رو بیشتر دوست داشتی ؟

ایران من



 نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 9 فروردین 1385 و ساعت 03:03 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 گفتگو با لیلا فروهر [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

دنیای عجیبیه. شما توی آمریکا و ما در لندن زندگی می کنیم، اما اینجا توی آلمان همدیگر رو می بینیم. خوب هستین؟

مرسی. من هم سلام عرض می کنم و عید نوروز رو تبریک میگم. امیدوارم که سال بسیار خوبی برای همه هموطنان خوبم باشه. هر سال هم شما زحمت می کشین و برای برنامه های عید میاین. امشب برنامه در اوبرهاوزن آلمان بود و خودتون دیدن جمعیت چه می کردن! برای من خیلی جالب بود که جوون ها از این برنامه ها چه استقبالی کرده بودن.

امسال آلبوم "یک بوسه" از شما به بازار اومد که بعد از سال ها یک تحول در آهنگ های شما بود. هم از بابت انتخاب شعرها، هم سبک کار شما. نظر خودتون چیه؟

من خودم خیلی راضی هستم. یعنی دقیقاً کارهایی بوده که من از صمیم قلب خوندم. البته بعضی وقت ها آدم مجبوره به خاطر کسب و کار، بعضی از آهنگ ها رو بخونه و انجام بده. امشب هم دیدم مردم شعرهای من رو تکرار می کردن و این برام خیلی جالب بود.

کارهای ویدئویی شما خیلی معروفه که بعضی وقت ها عجیبه و بعضی وقت هام خیلی گرون! می خواستم بدونم کارهای ویدئویی شما الان به چه صورت پیش میره؟

در حال حاضر آهنگ های قدیم رو با یک ترتیب جدید به کمک رامین زمانی و کارگردانی آقای علیرضا امیرقاسمی دارم به صورت یک ویدئو انجام میدم. فکر کنم ویدئوی جالبی بشه چون قراره در اون یک گروه موسیقی به صورت زنده برنامه اجرا کنن. این کار قراره به صورت سی دی و دی وی دی به بازار ارائه بشه.

قراره کی به بازار بیاد؟

۲۰ آوریل قراره این کار رو ضبط کنیم. فکر کنم طرفای ماه می ( یا همون خرداد خودمون ) این کار به بازار بیاد.

البته مثل اینکه قبل از ساختن این ویدئو سرتون خیلی شلوغه، درسته؟

بله. کنسرت های زیادی قراره اجرا کنم. قراره که در تاجیکستان هم برنامه اجرا بکنم. خودم خیلی دلم می خواست اونجا باشم چون شنیده بودم که خیلی طرفدار دارم. ولی متاسفانه هر دفعه به دلائل مختلفی نشد. اما مثل اینکه این دفعه قراره ۵ آوریل من به تاجیکستان برم و تا ۱۲ آوریل اونجا هستم. خیلی دوست دارم از گروه نوازنده و رقصنده های تاجیک در کنسرت هام استفاده بکنم.

یک خبر دیگه هم دارم که صدرالدین نجم الدین، یکی از معروف ترین خواننده های تاجیک، پیشنهاد کرده با شما یک آهنگ مشترک بخونه. نظر شما چیه؟

خیلی خوشحال میشم. حتماً این کار رو می کنم. من اولین خواننده زن ایرانی هستم که به تاجیکستان میره و این باعث افتخار منه. امیدوارم همزبانان خوبم رو در تاجیکستان از نزدیک ببینم و بتونیم برنامه های خوبی رو براشون به روی صحنه ببریم.

درباره آلبوم بعدیتون که در آینده به بازار میدین برامون صحبت کنین.

توی این کار میخوام از صمیم قلب با جوون ها هم صحبت بشم و براشون آواز بخونم. شعرهای قشنگ مریم حیدرزاده رو هم در این آلبوم جدید استفاده می کنم. قراره یک سری آهنگ های قدیمی رو هم دوباره اجرا کنیم که آقای رامین زمانی زحمت این کار رو کشیدن. امیدوارم این هم کار موفقی بشه و اون رو عید سال بعد به بازار بدم.

گزارش از
سایت بی بی سی



 نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 9 فروردین 1385 و ساعت 03:03 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 دی جی مریم از ایران خارج شد [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

یک سالی است که از دی جی مریم خبری نداشتیم. هیچ آهنگی ازش پخش نشد.

دی جی مریم اسم اصلی اش" محشره" و خودش رو "فرزند زمین" می دونه. در مورد کارهاش و سبک موسیقی اش و معروف شدنش در اکتبر 2004 باهاش گفتگو کرده بودیم.

(آرش و دی جی الیگیتور هم در ویدیوی آهنگ "موسیقی زبان من است"، اسم دی جی مریم را روی تی شرت خودشون دارن.)

دی جی مریم بعد از یک سال سکوت اخیرا از ایران خارج شده. با او گفتگویی کردیم:

چرا این یک سال نمی شد تو رو پیدا کرد؟

من یک سال و نیمی هست که دور موسیقی مصاحبه و از این قبیل چیزها را خط کشیدم، اجازه مصاحبه نداشتم و گوشه خانه گرفتار شده بودم. می دونم که این را نباید بگم ولی از شدت فشار روحی، تا به حال چند بار دست به خودکشی زدم که به لطف و کمک پزشکها نجات پیدا کردم.


آیا در این مدت موفق شدی دنبال موسیقی هم بری و کاری را ضبط کنی؟

با زحمت و فشار زیاد، آلبوم سوم خودم را جمع کردم. خیلی سخت بود و تنها عاملی که باعث شد این کار را انجام بدهم شور و شوقی بود که از طرف مردم می گرفتم و این پاسخی بود به انتظار اونها.

من تنها چیزی که از ایران می خواستم اجازه برگزاری کنسرت برای بانوان بود. به هرکسی که گفتم، کاری برای من انجام نداد. حتی اجازه نداشتم که در رستورانی که داشتیم حضور داشته باشم. در یک مورد دخترخانمی تعدادی از آهنگهای گوگوش را اجرا کرده بود که به من گیر دادند و مدت طولانی گرفتار این موضوع بودم.

آلبوم سومت چی شد؟

موفق نشدم اون رو از ایران خارج کنم. الان فقط دو آلبوم با خودم بیشتر ندارم.

سبک این آلبوم چی هست؟

سبک کار آلبوم جدیدم بیشتر ترنس و تکنو و ترنس متال است. این به دلیل شاد کردن جامعه ای خسته مثل ایران است ولی با این وجود خستگی و فشار و بغض درونی من در این آلبوم مشخص است.

الان تصمیم داری که برگردی ایران؟

من تنها هدفم اینه که کار خودم را انجام بدهم. می خواهم این امکان را داشته باشم که روی صحنه برنامه اجرا بکنم و از همه مردم به خاطر اینکه از ایران بیرون آمدم، معذرت خواهی می کنم. موقعی که از ایران خارج شدم تصمیم بازگشت نگرفتم.


من در پایان فقط می خواهم یک نکته ای را بگم، برخلاف میل باطنی من و اینکه اسم اصلی من محشر است، مردم من را دی جی مریم صدا می زنند و اینجا می گم که به احترام مردم من این اسم را قبول می کنم و خودم را دی جی مریم فرزند زمین، پدرم خورشید، مادرم زمین، برادرم آتش و خواهرم آب است.

برای تو آرزوی موفقیت می کنم و حتی منتظر برگزاری کنسرت خودت خواهیم بود و امیدوارم که در این تعطیلاتی نوروزی روحیه ات عوض بشه

من هم ازهمه اینجا به تمامی ایرانیان در سراسر دنیا عید نوروز را تبریک می گم.



 نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 7 فروردین 1385 و ساعت 02:03 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 مصاحبه با معین بعد از ۱۰ سال [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

امشب معین در اوبرهازن آلمان در مقابل هزاران نفر کنسرت اجرا کرد. با او گفتگویی داشتم که برای اولین بار بصورت ویدیویی پخش می شه:

معین: با سلام عید سعید باستانی رو به همه هموطنان خودم خصوصاً ایرانیان داخل کشور تبریک میگم، امیدوارم مثل همیشه سالی پر از صفا و صمیمیت داشته باشند. و امیدوار هستم بتونم کارهایی ارائه بدم که مورد پسند مردم باشه و با دلی شاد به اونها گوش بدن.

ما با آلبومهای شما از دهه ۸۰ تا به امروز زندگی میکنیم که خیلی از اونها رو خود شما ساخته بودین...

درسته، آهنگهایی مثل "کسی را دوست میدارم" "کعبه" "وقتی سرت روی شانمه" و خیلی آهنگهایی دیگه رو خودم ساختم. البته آهنگ "کسی را دوست میدارم" را در ایران ساختم و بعد از موفقیت اون به آمریکا سفر کردم.البته شرایط اون موقع فرق داشت ...

اولین کنسرت های شما در لندن رو به خاطر دارم که در دیسکوهای لندن با حضور چند صد نفر (البته همه شیک پوش!) برگزار می شد، در حالیکه امروز هزاران نفر برای دیدن شما به کنسرت میان و خوب همه میدونن حتی اگر در ایران چنین کنسرتی برگزار کنین چند صد هزار نفر هم ممکنه بیان.

این به خاطر لطف خدا و مردم به منه و خب این علاقه دوطرفه است.

از آلبوم لحظه ها تا امروز بیشتر از چهار سال میگذره، دلیل این وقفه در چیه؟

بله متاسفانه، چون من ۹۰% آهنگهایی که تابحال خوندم ، با روحیات خودم تطبیق داشته. چه از عشق چه از دوری و غربت همه به نحوی با داستان زندگی خودم مرتبط بوده. و این چهار سال در زندگی من اتفاقاتی افتاد که اگر آلبومی بیرون میدادم همه اش در مورد غم و جدایی میشد و به همین خاطر دوسال اصلاً کار نکردم. ولی آلبوم جدید من آماده هست و به لطف خدا تا دو سه ماه دیگه به بازار میاد.

شنیدم که شما با افشین (خواننده) در این آلبوم همکاری دارین؟

قرار بود، اما انشاالله در آلبوم بعدی!

شما نوازندگی هم انجام میدین؟

من عود میزنم، البته برای خودم ولی خب اگر برنامه خیلی خاصی باشه شاید چند آهنگ هم با ساز خودم روی صحنه اجرا کنم.

شما در تاجیکستان به صورت ویژه محبوب هستید، از کوچک تا بزرگ آهنگهای شما رو می شناسن و در هر طبقه از اجتماع به آهنگهای شما گوش میدن، این موضوع برای شما عجیبه؟

بله این موضوع برای من بسیار خوشحال کننده است که مردم در همسایگی کشورمون هم به آهنگهای من علاقه دارن، کردهای عراق هم علاقه شدیدی به آهنگهای من دارن. قراره در تابستان برای اجرای کنسرت به تاجیکستان برم .

از همین جا هم نوروز رو به همه تاجیکهای عزیز تبریک گفته و خیلی خوشحالم که تابستان در خدمت این مردم خوب خواهم بود.



 نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 7 فروردین 1385 و ساعت 02:03 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 اتومبیل پلیس [عکس , ]

 اتومبیل پلیس

 نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 6 فروردین 1385 و ساعت 12:03 ب.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 گفت وگوى مشترك با امین حیایى و همسرش نیلوفر خوش خلق (سنگ، كاغذ، قیچى) [مصاحبه با شخصیتهای معروف , ]

 

گفت وگوى مشترك با امین حیایى و همسرش نیلوفر خوش خلق (سنگ، كاغذ، قیچى)



 
176604.jpg
بیست وچهارمین جشنواره فیلم فجر براى اولین بار این موقعیت را فراهم كرد كه بازى نیلوفر خوش خلق (به آهستگى) و امین حیایى (ستاره  ها) یك جا دیده شود. امین حیایى در طول چهار، پنج سال اخیر به آرامى به جایگاهى كه استحقاق رسیدن به آن را داشته رسیده است. از سوى دیگر خوش خلق با بازى خوبش در «به آهستگى» استعداد خود را به شكل متفاوتى در سینماى ایران ثبت كرد. گفت وگو با امین حیایى و نیلوفر خوش خلق به عنوان زوجى كه بازى مى كنند و بازیگرى مهمترین مسئله شان است در حالى انجام مى شود كه شاید هر دو این بازیگران در یك جهش سمت و سوى كارشان و نقش هایى كه انتخاب مى كنند را تغییر دهند. این گفت وگو قبل از آن جهش را نشان مى دهد.
•••
•شما جاى من بودید مصاحبه با یك زوج هنرى را با چه سئوالى شروع مى كردید؟
امین حیایى: شما سئوال كنید ما جواب مى دهیم. ما كه از خودمان سئوالى نداریم.
•ترجیح مى دهم با امین حیایى شروع كنم تا برسیم به نیلوفر خوش خلق و حرف هاى مشترك. به نظر من پرسوناى امین حیایى در فیلم «مهمان مامان» و كار با مهرجویى را به سادگى به دست نیاورده كه تن به كارهاى نازل مى دهد.
امین حیایى: نه این طورى نیست. بیشتر تفاوت نقش ها است چون من فیلمنامه را مى خوانم و روى نقش تعمق مى كنم. اگر نقش برایم جذاب باشد بازى مى كنم و البته كارگردان هم الان برایم خیلى مهم است و عنصرى است كه من در این مدت خیلى به آن اعتقاد پیدا كرده ام، چون منبع انرژى گروه است و حضورش بى تردید در كلیت كار تاثیرگذار است. مثلاً داریوش مهرجویى حضورشان در كار بسیار پررنگ و محكم بود. همین باعث مى شد من و كلاً همه گروه عاشقانه كار كنیم. تهمینه میلانى هم این ویژگى را داشت. به نظر من كارگردان باید در كار «آن» واقعى داشته باشد تا همه به او اعتماد كنند و به بهترین نحو كار كنند. كارهایى هست كه در آن كارگردان نه به خودش اعتماد دارد و نه به گروهى كه در نظر گرفته است. طبیعى است كه در این مواقع قطعیت لازم در كار شكل نمى گیرد.
•تحلیل شما درست است اما چرا كسى كه چنین تحلیلى دارد كارنامه اش در سینماى ایران به دو دسته فیلم هاى ضعیف و خوب تقسیم مى شود.
امین حیایى: من شغلم بازیگرى است، حرفه دیگرى كه ندارم. تنها كارى كه انجام مى دهم سینما است. البته مدتى است موسیقى را هم شروع كرده ام كه به هر حال سدهایى سرراهش هست و باید صبر كنم تا شكل بگیرد. بگیر نگیر دارد و... به موسیقى علاقه دارم و دلم مى خواهد این كارم در جهتى باشد كه بتوانم در سینما گزیده كار كنم و با كارگردان هایى همكارى كنم كه به كارشان آگاهى و شناخت كامل دارند تا نتیجه این همه زحمتى كه كشیده ام بى ثمر نماند. به هر حال مسئولیت زندگى هم هست. ما در ایران مثل بازیگران هالیوودى دستمزدهاى آن چنانى نداریم. زندگى مان خیلى پر خرج است، ارتباطات مان هم زیاد است و اینها همه هزینه زیادى به همراه دارد. با توجه به این موضوع، من سعى دارم در میان هجوم فیلمنامه هاى ضعیف، این فیلم ها را انتخاب كنم. فقط تنها راهى كه داشتم این بود كه كار خودم را به نحو احسن انجام دهم و در نقش خودم كم و كسرى نگذارم.
•خیلى از بازیگران مطرح سینماى جهان هم از این تجربه ها دارند اما تاثیر خودشان را در فیلم مى گذارند؟
امین حیایى: صد درصد، در این فیلم ها وقتى نقش اصلى باشم از جان و دل كار مى كنم. بازیگران و عوامل دیگر هم تحت تاثیر قرار مى گیرند و سعى مى كنند كارشان را بهتر انجام دهند و این در كارها مشهود است. ممكن است گروه كاملاً حرفه اى نباشد ولى سعى شان را مى كنند. بحث دیگر روابط صمیمانه است كه همیشه سعى مى كنم در گروهى كه كار مى كنم به وجود بیاورم تا همه بتوانند به راحتى و در كمال آرامش كارشان را انجام بدهند. چون معتقدم ما مثل یك خانواده هستیم كه یك ساعتى را با هم زندگى مى كنیم. همیشه با هم نیستیم اما به قول معروف «كوه به كوه نمى رسد آدم به آدم مى رسد.» در بعضى كارهاى جدیدم شاید از كلیت كار راضى نبودم اما معتقدم همان عشقى كه بین من و گروه بود به مردم هم منتقل شده است. حتى فیلم هایى كه خودم به آنها انتقاد دارم و فكر مى كردم مردم بدشان مى آید، اما برعكس دیدم واكنش مردم خوب بود و ارتباط برقرار كردند. احساس كردم تماشاگران من جدا از فیلم ها، نقش هاى من را دنبال مى كنند حالا اگر مثل «مهمان مامان» و «زن زیادى» عوامل، كارگردان و بازیگران حرفه اى باشند نتیجه بهترى حاصل مى شود. باید این را هم بدانیم این نوع كارگردان ها معدودند كه به این صورت كار كنند و این قدر مسلط باشند. شاید در سال دو كارگردان این طورى داشته باشیم بقیه یا تجربه ندارند یا در انتقال تجربیات شان موفق نبوده اند و نتوانستند به جایگاهى دست پیدا كنند و حالا تازه مى خواهند به آن موقعیت برسند.
•شما كه در این گونه كارها حضور داشته اید فكر مى كنید اساسى ترین ایراد این تولیدات نازل به چه عاملى مربوط مى شود؟
امین حیایى: ببینید این كار از همان اول قرار بود كه مردم پسند باشد و براى مردم. صحبت كردیم كه یك كارى باشد كه مردم دوست داشته باشند و براى شان جذاب باشد چون واقعاً الان نیاز سینماى ما این است كه بتواند مردم را جذب كند. حتى اگر بخواهیم فیلم هاى هنرى را مورد توجه مردم قرار دهیم باید اول بتوانیم مردم را به سالن ها بكشانیم و جذب سینما كنیم بعد از طریق علاقه مندى هاى مردم تفكر و اندیشه را به آنها منتقل كنیم. یك موقع این تفكر خیلى خالص است مثل فیلم هاى جشنواره اى كه مخاطبش روشنفكران هستند و مردم با آنها ارتباط برقرار نمى كنند. معمولاً این فیلم ها در جشنواره هاى خارجى جایزه مى گیرند. ما باید ذائقه مردم را به سمتى ببریم كه به این شكل سینما هم نزدیك شوند و درك كاملى از آن داشته باشند و نظر داوران جشنواره هاى خارجى از نظر مردم ما چندان دور نباشد.
•به طور طبیعى وقتى یك هنرمند كار خاص و قابل اعتنایى انجام مى دهد توقعات از او بالا مى رود، بعد از كارى مثل «مهمان مامان»، از بازى در كار گیشه اى وحشت نداشتید و اینكه چهره حرفه اى تان مخدوش شود و دیگر امثال «مهرجویى»ها دنبال شما نیایند؟
امین حیایى:من از سال ۷۰ كه كارم را شروع كرده ام پله پله بالا رفتم و هر كارى كه انجام داده ام برایم یك تجربه بوده است. بازى در هر فیلمى چیزهایى به من یاد داده و هر كارى توانسته پله موفقیت براى كار بعدى ام باشد. این پله پله جلو رفتن باعث شده هیچ وقت ترسى نداشته باشم چون همه چیز برایم پیش آمده و موقعیت هایى كه یكى از پس دیگرى در مسیر من قرار گرفته همه متناسب با خودم بوده است. وقتى در كار مهرجویى بازى كردم تا چند ماه قبل از آن بیكار بودم یعنى كار نگرفتم و منتظر كار خوب بودم. تا چند هفته حالم بد مى شد تا اینكه بالاخره كار مهرجویى پیش آمد ولى من حاضر نیستم خانواده ام سختى بكشد كه حالا من مى خواهم كار خوب انجام بدهم. مردمى كه من را مى شناسند و دوست دارند مى دانند كه من حداقل نقش خودم را به بهترین وجه ممكن ایفا مى كنم حالا در هر فیلمى كه باشد و همین براى من كافى است. حالا هر چه بهتر باشم بازار كار برایم بیشتر مى شود. دوست دارم مخاطبانم هر چه بیشتر باشند و سعى مى كنم جذب مخاطب كنم. از هر دو قشر چه خاص چه عام. در ژانر كودك و فانتزى هم كار كرده ام و باز هم موفق بوده ام.
من كلاً به قسمت خیلى اعتقاد دارم. خیلى وقت ها كه از این اتفاقات برایم پیش آمده گفتم شاید واقعاً قسمت دوستان دیگر بوده و فكر مى كنم لابد حكمتى در بین بوده و الان هم كه خودم را رها كرده ام تا هر چه پیش آید، شاید خیلى شان در شرایط روحى من نبود و خیلى جاها واقعاً به نفعم بوده. الان هر چه پیش مى آید نگاه مى كنم اگر همه چیز مثبت است و خوب پیش مى رود و كار قابل انجام دادن است قبول مى كنم اما كارهایى كه در آن نه مى آید كه خب نه آمده دیگر، به همین راحتى. وقتى هم بروى داخل گود تازه قصه شروع مى شود. ببینید مهمترین چیز «هدف» است. هدف من فقط سینما نیست. هدفم این است كه آدم درستى باشم. براى اطرافیانم مفید باشم. تنها وابستگى من در زندگى اول خداست بعد همسرم. بنابراین اهدافم دلى و معنوى است. شهرت و محبوبیت را یك شبه به دست نیاورده ام اما زیاد برایم اهمیت ندارد و عادت كرده ام. من جوایزم را از خدا گرفته ام نه از بنده خدا. همین كه در زندگى ام آرامش دارم برایم كافى است.
•مثل اینكه گفت وگو خیلى به سمت امین حیایى رفت؛ حالا ممكن است خانم خوش خلق شما كمى درباره موقعیت تان در سینما و زندگى دو بازیگر در كنار هم بگویید.
نیلوفر خوش خلق: آن موقع كه من با امین آشنا شدم اصلاً بازیگر نبودم و حتى فكرش را هم نمى كردم كه یك روزى بازیگر شوم. اولین كار من یك قسمت از سریال «روزگار جوانى» بود و بعد از آن هم در فیلم «مونس» هم بازى امین شدم كه آن موقع هنوز ازدواج نكرده بودم.
•پس در حقیقت حیایى شما را كشف كرد.
امین حیایى:نه به خدا، خودش دختر با استعدادى است. من نیلوفر را در این كار رها كردم و خیلى به او سخت گرفتم تا وقتى وارد این كار مى شود اگر واقعاً با فكر و علاقه مند است بماند و محكم، با اندیشه و حس خوبى بیاید و نیلوفر اینها را واقعاً داشت و در كارهاى اخیرش خیلى بهتر هم شده است. یعنى جدیداً تعریف هاى زیادى از بازى هاى اخیرش شنیده ام. در این چهار فیلم اخیرش تنها بوده، تنها تمرین كرده و من فقط در حد روتوش كردن كارهایش موثر بودم ولى بازى خودش است. این را همه دیده اند. البته سرصحنه ها همراه من بوده است.
نیلوفرخوش خلق: این حضور در پشت صحنه ها خیلى موثر بود.
امین حیایى: بله خب كار من را دیده، روابطم را دیده، دوستى هایم را دیده، نوع كار كردن من را دیده و متوجه شده كه علت یا راز موفقیتى كه من به دست آورده ام چیست؟ و همان روش من را پیش گرفته است. الان زندگى مشترك ما این شده كه مكمل هم هستیم. یعنى من حاضرم كار گیشه اى- پول زا- انجام دهم تا نیلوفر بتواند با خیال راحت به سینماى حرفه اى بپردازد كه «به آهستگى» مازیار میرى، «اگه مى تونى منو بكش» شاهد احمدلو، «آتش بس» تهمینه میلانى و... از آن جمله اند و از این میان «به آهستگى» در جشنواره برلین هم حضور دارد.
176607.jpg
نیلوفر خوش خلق: این گودى كه شما گفتید یك جاى دیگر هم معنى پیدا مى كند و آن موقعى است كه در پشت صحنه فیلم هاى امین حضور داشتم. در این شرایط چون بیرون گود هستى به روابط، بازى ها و... نگاه مى كنى و خودت را روتوش مى كنى. در حقیقت یك آموزشگاه واقعى است، همه این آموخته ها ملكه ذهنم شد و در كارهاى جدیدم خیلى به من كمك كرد ضمن اینكه مدام دنبال این بودم كه خودم را در نقش ها پیدا كنم و حس هایم را درست اجرا كنم.
•شما وقتى مى خواستید نیلوفر خوش خلق را وارد سینما كنید احساس نكردید این كار یك ریسك است؟
امین حیایى: اتفاقاً سئوال خوبى پرسیدید. نه ریسك نبود چون نیلوفر دخترى مرفه و صاحب خانواده است، زندگى خوبى با شرایط عالى در خارج از ایران داشته و واقعاً از همه جا برید و آمد سراغ من. یعنى در یك شرایطى كه من زیر صفر بودم همراهم شد. موقعى كه نه شهرت آن چنانى داشتم نه وضع مالى و زندگى خوبى داشتم. روحیه ام خراب بود. فیلم «قرمز» را نتوانسته بودم كار كنم، چون كاملاً به هم ریخته بودم. پدر و مادرم بودند اما هیچ نزدیكى اى با آنها نداشتم و نیلوفر تنها همدم من بود و در همان روزها امتحانش را پس داد و دیدم واقعاً نیازمند چنین آدمى هستم كه من را فقط براى خودم مى خواهد و بعد از آن اگر كارى برایش انجام دادم فقط جبران محبتش بود. اینها واقعیاتى است كه بین خودمان بوده و تا به حال هم جایى بازگو نكرده ایم. من موقعى كه وارد حرفه بازیگرى شدم كسى را نمى شناختم. كمكى نداشتم و خودم سر صحنه ها یاد گرفتم و پیش رفتم. این طورى گلیم خودم را از آب بیرون كشیدم و براى نیلوفر هم دقیقاً یك چنین شرایطى بود و من فقط این وسط معرف بودم. آنقدر سر صحنه  ها شور و شوق یادگیرى داشته ام كه توانسته ام تكنیك و حس را درك كنم و دوست داشتم براى نیلوفر هم همین شرایط باشد كه حالا نگویند امین از موقعیتش استفاده كرده و همسرش را بازیگر جا زده است.
•از شهرت بگوییم، اوایل معمولاً دوست داشتنى است اما بعد از مدتى دردسرساز مى شود.
امین حیایى: بستگى دارد چطور به آن نگاه كنید. براى من- شهرت چون نوعى الگوسازى هم به دنبال دارد _ باعث مى  شود كه بیشتر در خودم جست وجو كنم و یك نوع خودشناسى است كه ضعف هایم را برطرف و نقاط مثبتم را بیشتر كنم. آن وجه دردسرساز هم كه مى گویید، وقتى با مردم عادى خوب برخورد كنى مثلاً من از میان همین قشر هم دوستانى دارم، مشكلى پیش نمى آید اما بعضى از بازیگران در مقابل مردم گارد مى گیرند. در نتیجه الان طورى شده كه مردم قبل از آنها گارد مى گیرند و با دیدن شان واكنش خنثى یا منفى نشان مى دهند. این ارتباط دو طرفه است.
•مى رسیم به فیلم هایى كه شما در جشنواره دارید؟
نیلوفر خوش خلق: من از میان كارهایى كه امسال بازى كرده ام «به آهستگى» مازیار میرى را در بخش مسابقه، «آتش بس» تهمینه میلانى را در بخش مهمان و «آرامش در میان مردگان» مهرداد فرید را در بخش هاى جنبى جشنواره داشیم. در «به آهستگى» كه عازم برلین هم شده نقش اول زن را مقابل محمدرضا فروتن بازى كردم. فیلم با توجه به مضمون و ساختارش امیدهاى زیادى به موفقیت دارد. نقش من در این فیلم یك زن رنج كشیده اى است كه شوهرش او را براى كار در شهرى دیگر ترك كرده و با تنها بچه اش زندگى را به سختى اما با پاكدامنى در میان حرف هاى مردم مى گذراند. كار با مازیار میرى خیلى لذت بخش بود. ایشان فضاى بازى و ابراز خلاقیت از سوى بازیگر را به او مى داد. همان موقعى كه سناریو را خواندم عاشق این نقش شدم و مطمئنم اتفاقى خوبى براى فیلم مى افتد. در «آتش بس» هم نقش لاله دوست سایه _ مهناز افشار _ را بازى مى كردم كه در زندگى او دخالت مى كند و با حرف هایش باعث مى شود او با شوهرش _ محمدرضا گلزار _ درگیر شود. تهمینه میلانى كارگردان بسیار خوبى بود و بسیارى معتقدند این فیلم در كارنامه او بسیار متفاوت است. كار مهرداد فرید را هم فریدون جیرانى در جریانش بودند و من را تشویق كردند و گفتند كار خوبى مى شود.
•مشخصاً معیار انتخابتان در این كارهاى اخیر چه بود؟
نیلوفر خوش خلق: نقش هاى خاص و متفاوت.
•بازى در سینماى فمینیستى میلانى قاعدتاً براى شما كه زن هستید دوست داشتنى است اما از امین مى پرسم با توجه به تجربه كارى كه با تهمینه میلانى داشتید اینكه مرد همیشه در فیلم هاى ایشان محكوم است آزارتان نمى داد؟
امین حیایى: نه، «زن زیادى» را كه من بازى كردم چنین حسى نداشت و همه چیز خیلى برابر بود. نمى دانم شاید در فیلم هاى قبلى شان این طور بوده باشد اما الان به این تعادل رسیده اند.
•امین حیایى از جشنواره امسال چه سهمى داشت؟
امین حیایى: من امسال سه جلد «ستاره ها»ى فریدون جیرانى را داشتم كه جلد اول آن- ستاره مى شود- در بخش مسابقه حضور داشت و جلد سوم آن- ستاره بود- را به همراه «شام عروسى» ابراهیم وحیدزاده در بخش مهمان داشتم. همچنین «نقاب» به كارگردانى كاظم راست گفتار را بازى كردم كه متاسفانه فعلاً توقیف شده است كه اى كاش در جشنواره حضور داشت چون خیلى فیلم گرم و گیرایى است. در سه جلد «ستاره ها» سه نقش متفاوتى را بازى مى كنم. در «ستاره بود» سردبیر یك مجله هستم كه این نقش فقط در حد یك سكانس بود. در «ستاره مى شود» مسئول هنروران را بازى مى كنم و اینجا تقریباً خودم هستم و در «ستاره است» مدیر تداركات را بازى مى كنم كه این یكى نقش كاملاً متفاوت و فوق العاده اى است.
•بازى در سه جلد «ستاره ها» تلافى «قرمز» بود؟
امین حیایى: فیلمنامه ها را كه خواندم خوشم آمد. با فریدون جیرانى هم خیلى دوست داشتم كار كنم و وقتى این فرصت پیش آمد خوشحال شدم و معطلش نكردم.
•و در آخر از علت توقیف «نقاب» بگویید و اینكه در حال حاضر مشغول چه كارى هستید؟
امین حیایى: فیلم «نقاب» در دبى فیلمبردارى شده و علت توقیف آن تم اثر است كه راجع به خیانت هاى زناشویى و زنان خیابانى است. موضوع فیلم در جامعه ما خیلى ملموس و واقعى است و من مطمئنم روزى كشور ما به آن حد از تكامل مى رسد كه طرح مشكلاتش ممكن باشد و «نقاب» و امثال آن هم كه به بررسى جامعه معاصر ایران مى پردازد اجازه اكران بگیرد. من الان مشغول بازى در «سنگ، كاغذ، قیچى» سعید سهیلى هستم و بعد از هشت سال دوباره با نیلوفر هم بازى شده ایم. این فیلم شاید متفاوت ترین تجربه دوران بازیگرى ما است و از ویژگى هاى بارز آن فیلمبردارى نو و بى نظیر علیرضا زرین دست است كه واقعاً كولاك كرده است.


 نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 29 اسفند 1384 و ساعت 10:03 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 نمونه امضا برخی از چهره های مشهور و محبوب کشور [عمومي , ]

 

نمونه امضا برخی از چهره های مشهور و محبوب کشور


   اگر بگوئیم امضا هر شخص معرف اوست ، زیاد بی راه نگفته ایم . این نشانه هویت را معمولا در انتهای یک قرار داد یا سند و یا عهد و پیمان درج می کنند . در شکل و نوع این هویت شاخصهایی مانند قومیت ، نژاد ، آداب و رسوم ، فرهنگ ، شغل و میزان سواد و معلومات معمولا نقش بسزای دارد . اما شاید برای شما جالب باشد که بدانید افراد و چهرهای مشهور و محبوب دارای چه نوع امضائی هستند . گزارش تصویری زیر از نمونه امضا تعدادی از چهره ای سرشناس و محبوب کشورمان می باشد.
    
    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    

    
    



 نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 29 اسفند 1384 و ساعت 10:03 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 شکلک [عکس , ]

 

  

سلام این شکلک  رو یک شرکت ایرانی ساخته گفتم شاید براتون جالب باشه



 نوشته شده توسط محمد در جمعه 5 اسفند 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 هواپیما شستن به روش ایران [عکس , ]

 

 نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 4 اسفند 1384 و ساعت 03:02 ق.ظ
 ویرایش شده در - و ساعت -

 

 [+] | نظرات ! ()
 

 معانی اسمهای دختران [معانی اسمهای دختران , ]

 

 

آبگینه

آبنوس

نام یک شاهزاده ایرانی

آتوسا

آتش، نهمین ماه ایرانی

آذر 

نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار

آذرافروز 

صاعقه، نام روز نهم از ماه آذر

آذرخش

نام گلی است برنگ سرخ

آذرگون 

پاکدین

آذرنوش

 

آرا  

آرزو

آرزو

 آزاد، رها

آزاده

نام یک شاهزاده ایرانی

آزیتا 

زینت آلات

آزین

مانند

آسا

 تشویق

آفرین 

نام گلی

آلاله

الهه آب

آناهیتا

صدا

آوا

آویز

آویزه

آهو

آهو

ستاره، نام گلی

اختر

سیاره ارانوس

ارانوس

نام درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می دهد

ارغوان

رنگ ارغوانی روشن، نام گلی

ارکیده 

 هدیه

ارمغان

تاج

افسار 

افسانه

افسانه

طلسم و جادو

افسون

پاشیدن

افشان